روایتی از یک فرصت‌سوزی دیگر در ایلام

بالاخره وزیر صمت و تمام معاونانش به ایلام آمدند؛ فرصتی کم‌نظیر برای استانی که سال‌هاست در حسرت توسعه صنعتی، سرمایه‌گذاری و اشتغال پایدار مانده است. اما خروجی این سفر چه بود؟ باز هم وعده، باز هم حرف‌های کلی و باز هم پروژه‌هایی که معلوم نیست چه زمانی به سرانجام می‌رسند.

وزیر به آبدانان رفت؛ اما آیا مسئولان استان واقعاً می‌دانستند قرار است از حضور عالی‌ترین مقام صنعتی کشور چه استفاده‌ای کنند؟

تصویری که از مدیریت این سفر به جا ماند، یک سالن مملو از جمعیت، خبرنگاران و مردم ایستاده و برنامه‌ای بدون نظم و ظرفیت مناسب بود؛ صحنه‌ای که بیشتر از آنکه نشان‌دهنده یک سفر توسعه‌ای باشد، ضعف در برنامه‌ریزی و میزبانی را به نمایش گذاشت.

اما درد اصلی، شلوغی سالن نبود؛ درد اصلی این بود که پشت این سفر، یک پرونده آماده و منسجم از مشکلات صنعتی ایلام وجود نداشت.

ایلام، استانی است که سال‌هاست از نبود صنعت مولد رنج می‌برد؛ استانی که جوانانش برای یک فرصت شغلی واقعی چشم به راه مانده‌اند و بسیاری از ظرفیت‌های اقتصادی آن یا خام مانده یا گرفتار بروکراسی و تصمیم‌های فرسایشی شده است.

در چنین شرایطی، انتظار می‌رفت وزیر صمت با فهرستی از مطالبات جدی مواجه شود؛ از بلاتکلیفی کارخانه سیمان دهلران که از سال ۱۳۸۴ همچنان گرفتار وعده‌هاست، تا وضعیت واحدهای تعطیل و نیمه‌فعال، مشکلات سرمایه‌گذاران، موانع تولید و صدای کارگرانی که ماه‌هاست حقوق و آینده شغلی‌شان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.

اما آیا صدای ۱۸۰ کارگر پویا نخ ایلام که مدت‌هاست بیکار مانده‌اند، در این سفر شنیده شد؟ آیا کسی از وزیر پرسید چرا یک واحد تولیدی با این تعداد نیرو باید چنین سرنوشتی پیدا کند؟

از سوی دیگر، بخش خصوصی ایلام سال‌هاست با گلایه‌های جدی درباره فضای کسب‌وکار، عملکرد نهادهای متولی و نبود حمایت واقعی مواجه است. اتاق بازرگانی باید خانه فعالان اقتصادی باشد؛ جایی برای تسهیل‌گری، جذب سرمایه و حل موانع تولید. اما حواشی اخیر پیرامون عملکرد این مجموعه و موضوع کارت‌های بازرگانی اجاره‌ای، ضرورت شفافیت و پاسخگویی بیشتر را دوچندان کرده است.

در نهایت، دستاورد سفر وزیر برای آبدانان چه بود؟ وعده احیای معدن و کارخانه گچ!

آبدانان، شهرستانی با ظرفیت‌های فراوان، سزاوار برنامه‌ای بزرگ‌تر از یک پروژه محدود اشتغال‌زایی است. آیا پاسخ محرومیت یک منطقه، اضافه کردن یک صنعت با نگرانی‌های زیست‌محیطی و اشتغال محدود است؟ آیا قرار است توسعه صنعتی ایلام همچنان با پروژه‌های کوچک و پراکنده تعریف شود؟

مشکل ایلام نبود یک کارخانه گچ دیگر نیست؛ مشکل، نبود یک نقشه راه صنعتی است.

مشکل، نبود تصمیم‌های بزرگ برای ایجاد زنجیره‌های تولید، تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام، حمایت از سرمایه‌گذار واقعی و نجات واحدهای گرفتار است.

سفر وزیر صمت به ایلام می‌توانست نقطه شروع یک تحول باشد؛ اما آنچه دیده شد، بیشتر شبیه تکرار همان سناریوی همیشگی بود: حضور یک مقام ملی، چند جلسه، چند وعده و بازگشت به تهران؛ در حالی که مشکلات استان همچنان روی زمین باقی مانده‌اند.

ایلام دیگر تشنه سفر مسئولان نیست؛ تشنه نتیجه است.

مردم این استان سال‌هاست عکس یادگاری مسئولان را دیده‌اند؛ این بار منتظر کارنامه‌اند.