✍️🏻 نویسنده : شهروندی دغدغه مند نمی دانم چرا هم چهره و هم ماجرای اصرار بر چسباندن عیسایان بر صندلی مدیریت شهر ایلام افکار نگران بنده را به یاد بابک محمدی آوندی می اندازد ، فردی که وی هم از استان همسایه ، ایضا با سابقه معاونت خدمات شهری و ایضا توسط یک نفر و گروه مشخص به ايلام آورده شد و آن بود که بر شهرمان تحمیل کرد ...

آوندی و عیسایان دو آکتور در یک بازی مشخص با سناریویی از پیش نوشته شده هستند که این بار تلاش می شود نفر دوم با هدفی تلخ تر بر سرنوشت این شهر دریده شده تحمیل شود .

شهری که باید از یک منظر به کارگردانان و نویسندگان سناریوی نابودی آن حق داد ، نابودی و خرابی های امروز شهر ایلام ماحصل فروش رأی و رأی های قبیله ای و بی تفاوتی است که روز انتخابات به صندوق انداخته شده است، ماحصل بی تفاوتی ها است ، ماحصل فروختن حق زیستن در شهری زیبا و شایسته به چندرغاز و یا تعصبی کورکورانه است ، آری این حقیقت تلخ را باید لمس کرده و از آن عبرت بگیریم .

در نهایت جلوس خسرو عیسایان بر صندلی مدیریت شهری ایلام حرف تازه ای برای مردم به همراه ندارد ، یادتان باشد آوندی هم در چنین شرایطی به سرنوشتمان تحمیل شد ، در آن زمان ستاریو و بازیگردانی هم توسط یک گروه خاص انجام می شد .

این شهر و شهروندانش باید سال‌ها تاوان اشتباه شهرنشین های رأی فروش و حاکم کردن منفعت طلبان بر سرنوشت شهر را پرداخت کنند ، فرزندان ما در این شهر فردا روز از ما خواهند پرسید که برای تحویل شهری در خور و شایسته به نسل بعدی چه اقدامی انجام داده اید؟

در باب نتیجه گیری باید گفت که این همه شباهت میان دو نفر طبیعی نیست و نشان می دهد کارگردان به چه آکتورهایی نیاز دارد، تیپ و ژست و قیافه ، سابقه فعالیت ، دست و دلبازی در ابتدای امر و تابع و تسلیم بدون چون و چرای کارگردان بودن برای اجرای دستوراتش از ویژگی های مشترک این دو فرد است .

و جواب ما سکوتی سرد خواهد بود …