پنج شنبه , ۱۰ مهر , ۱۳۹۹
آخرین خبرها

تٲملی کوتاه از  “محیط زیست تا سیمان ایلام”

 

 

در آغازین ماههای سال ۲۰۲۰ با شیوع پاندمی کووئید ۱۹ در جهان و متاثر نمودن تمامی ساختارها و نظامهای بشری، بسیاری از صاحب نظران و کنشگران محیط زیست به رغم تمامی چالشهایی که این پدیده بر حیات انسانی داشته است آن را به فال نیک گرفته و فرصتی دانستند که زمین برای بازسازی به خود داده است.

کووید ۱۹ یا به تعبیری “ریز پروتئینی شعورمند” که اعمال منازعه جویانه ی بشر علیه طبیعت او را فرا خوانده است. پاندمی که با به تعطیلی کشاندن تمامی آنچه که مایه ی مباهات بشر بوده است به او یادآور شد که برای بقا و ادامه ی حیات راهی جز برخورد مسالمت آمیز با طبیعت ندارد.

تنها پنج گرم ریز پروتئین، که چونان پتکی گران بر سر صاحب زرادخانه های هسته ای و صنایع عظیم تولیدی و اقتصادی و حمل و نقل و…فرود آمد و با به محاق بردن اجتماعات بزرگ سیاسی و مذهبی و دانشگاهها و مدارس به بشر آموخت که باید در مقابل مادر طبیعت سرتعظیم فرود آورد و هیچ درسی به اندازه ی یادگیری احترام و کرنش در مقابل زمین، این یگانه خانه اش، برای او ضروری و حیاتی نیست.

و اما در جامعه ای که به گفته ی متخصصین حوزه ی محیط زیست و به تایید آمارها، دستکاریهای نابخردانه و غیر علمی در اکوسیستم و نداشتن نگاه توسعه ی پایدار علاوه بر هدررفت میلیاردها دلار سرمایه ی ملی، با ایجاد بحرانهای زیست محیطی، سرزمین ایران را برای دهه های آتی غیر قابل سکونت خواهد کرد، این نگاه تک بعدی و غیر عقلائی در پشت نقاب اقتصاد و توسعه، سرپوش گذاشته شده و توجیه می گردد!!

دردمندانه باید گفت در جامعه ی بحران زده و متورمی که کووید ۱۹ بیشتر از پیش،‌ کمبودها، چالشها و ساختارهای شکننده ی اقتصادیش را به رخ او کشیده است به جای بیدار شدن از خواب غفلت ، با سخن گفتن از محیط زیست و ضرورت توجه به آن گویا باید نگاه عاقل اندر سفیه را هم بربتابی!!

در این بین، کارخانە ی سیمان ایلام کە با جانمایی غلط در کوهپایگی مانشت و در دل جنگلهای حیاتی بلوط و منطقه ی مسکونی کارزان قرار گرفته است لطمات زیست محیطی فراوانی را برای این منطقه به دنبال داشته است و قطعا ادامه ی فعالیت آن با شرایط کنونی تبعات منفی فراوانتری را نیز برای سلامتی مردم و تمامی زیست مندان منطقه، چرخه ی اکوسیستم و منابع طبیعی و آبی در پی خواهد داشت.

هر چند عدم توجه مسئولین سیمان ایلام در فیلتراسیون مناسب آن، زندگی عادی مردم کارزان را مختل نموده و به سبب استنشاق انواع آلاینده های سمی و خطرناک از جمله گاز سمی و خطرناک دی اکسید کربن کە در فرایند تولید سیمان حاصل می گردد، گرفتار انواع بیمارها و نهاینا مرگ می شوند. و نیز نتیجه ی زحمات فراوان آنها در کشاورزی و باغداری به سبب ماده کلینگر و دیگر آلاینده ها نابود می شود. اما جالب است .که به درخواستهای انسانی و مسالمت آمیز این مردم برای رفع این معضلات حیاتی کمترین وقعی نهاده نمی شود هیچ، روز به روز وضعیت آلایندگی کارخانه بیشتر شده به طوریکه عملا زندگی در روستای قنات آباد کارزان را تعطیل نموده است…

 

در حالی که از سوی کارشناسان و صاحب نظران، سیمان به عنوان اولین ماده ی مخرب دنیا و نیز اولین متهم در نابودی زمین شناخته می شود، و دولتها هزینه های هنگفتی را برای کاستن از خسارتهای زیست محیطی و تبعات اجتماعی آن هزینه می کنند، سوال این است؛ چرا سیمان ایلام به رغم اثبات لطمات فراوانش بر جان و مال مردم و محیط زیست همچنان با سیستمی غیر مدرن و عدم فیلتراسیون مناسب به فعالیتش ادامه میدهد؟؟!!

چرا سهامدار اصلی سیمان ایلام که از ثروتمند ترین نهادهای غیر دولتی است برای به روز کردن سیتمهای آن و نیز تجهیزات ایمنی مورد نیاز کارگران که در معرض بدترین نوع آلاینده ها هستند هزینه نمی کند؟؟!!

شاید شرایط تحریم و لزوم چرخاندن چرخ صنعتی کشور تبیینی بر بی توجهی و این اهمال نابخشودنی در عدم هزینه کرد برای کاستن از خطرات زیست محیطی سیمان دانسته شود، اما آیا کارگران این صنعت و اهالی منطقه که جان و مالشان تهدید می شود باید تاوان تحریمها را بپردازند و چرخ صنعت به قیمت نابودی قلب و ریه ی برادران ما بچرخد؟؟!!

هر چند دغدغه ی معیشتی گارگران عزیز این صنعت پذیرفتنی و قابل درک و احترام است اما در جامعه ای که سود و سرمایه بیشتر از جان انسانها ارزشمند است این گارگران زحمت کش سیمان هستند که دارند به قیمت جانشان چرخ این صنعت مخرب را می چرخانند و آنها خود متضرران اصلی آن اند!!

 

بحث نابودی منطقه ی کارزان تنها به مواد آلاینده ناشی از فعالیت کارخانه سیمان ختم نمی شود، نابودی صدها هکتار از اراضی منطقه که هر گونه زیستی در آن غیر ممکن خواهد بود، چشم انداز منطقه ای خالی از سکنه را رقم زده است!!

چشم اندازی که علامت سوالی بزرگ را در جلوی ژینوساید انسانی می گذارد!!

و مردمی که یا در منطقه می مانند و با گذشت زمان بیمار شده و…. و یا به اجبار منطقه را ترک گفته و تارو مار می شوند!! و در فردا روزی که بشر جایگزینی برای این ماده پیدا کرد تنها ما هستیم که متضرران اصلی دنیای صنعت خواهیم بود!!

حال سوال این است؛ کە اگر در خواستها و استمداد مردم منطقه از راه مدنی و قانونی ارائه گردد، پاسخ داده می شود یا با خشونت و ارعاب؟؟

قطعا گزینه ی اول پیشنهاد خردمندانه تر و کم هزینه تری خواهد بود!!

گزینە ای کە مردم کارزان نزدیک بە سە دهە است آنرا برگزیده اند اما فریاد دادخواهی شان هیچ شنونده ای نداشته است. و جای بسی تاسف است که سیمان ایلام نه تنها در وظایف خود از جمله، اختصاص یک و نیم درصد سود خود به روستاهای اطراف چشم پوشی می کند، بلکه خود پروتکل سیمان یعنی فیلتراسیون مناسب جهت کاستن از خسارتهای زیست محیطی را نیز ندید می گیرد!!

باشد که به شعورمندی طبیعت ایمان بیاوریم و بپذیریم که حق حیات تمامی زیست مندان، همچون انسان محترم است!!

و به حقوق و خواست مردم احترام بگذاریم تا هم مستوجب پرداخت هزینه های فراوان، همچون تاوانی که بشر برای کویید ۱۹ پرداخت نشویم و هم بین مردم و آنهایی که متولی خدمت به مردم هستند فاصله ای ایجاد نگردد.

شاد و پیروز و سلامت باشید!!

✍منصوره محمدیان

اردیبهشت هزار و سیصدو نود ونه

همچنین ببینید

بازخوانی رویکرد مدیریتی سلیمانی دشتکی در ایلام /رویکرد سلیمانی با مدیران ضعیف چه خواهد بود؟

    پس از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۹۶ دولت امیدوارانه در راستای اجرای …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *